‏نمایش پست‌ها با برچسب موسیقی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب موسیقی. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۹۳

تنها بودن یا نبودن

اغلب به شدت احساس می کنم که دوست دارم تنها باشم .اما تنهایی از نوع بسیار خودپسندانه اش. : نوعی خلوت گزینی با اطمینان خاطر که آدم ها کنارم هستند ولی من اجازه نمی دهم به من نزدیک شوند. دری که به دست خودم می بندم و هر وقت دلم بخواهد باز می کنم. درهمین حال و هوا بودم که با راوی شعرِ قطعه "موسیقی زرد" هادی پاکزاد  بسی همذات پنداری کردم و حظ کردم:


تو باش ولی موازی باش، همراه  ولی لمسم نکن
میل به ترکیب یا واکنش،  یا هرچی می ترسم نکن
پی ام نگرد که گم میشم ، با من نخواب که کم می شم
ترکم نکن که می میرم، بسامدهای غم می شم
به سایه من دست نزن که طیفی از هوس داره
طبیعت بی تاب من انقطاع نفس داره 


پنجشنبه، تیر ۲۶، ۱۳۹۳

آنچه از دل برآید بر دل نشیند

یاد یک صبح پنجشنبه آفتابی پاییزی می کنم که در آپارتمانی کلنگی در امیرآباد تهران،
 تنها باشم و این موزیک از محسن نامجو را گوش بدهم و نون و پنیر و چایی بخورم.

پانوشت :
 من هیچ خاطره ای از موسیقی این جناب در اوقاتم در ایران ندارم. یک سال بعد از اینکه از ایران رفتم، دوست نازنینی ندا داد که:
 هان، 
تو به چه گوش می دهی اگر موزیک محسن نامجو را گوش نمی کنی ؟  

, حالا من ناشنیده، حتی با ترانه های جدیدش هم در تهران خاطره دارم ....


چهارشنبه، آذر ۲۷، ۱۳۹۲

گپی عاشقانه با سرکار ناخودآگاه بنده


(شعر از فروغ فرخزاد - با صدای پالت گوش می دادم و یاد سایه گرامی افتادم )

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود.

نگاه کن ،
تمام هستی ام خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد، 
مرا به اوج می برد،
مرا به دار می کشد،

نگاه کن 
تمام آسمان من پر از شهاب می شود . . .

تو آمدی زدورها و دورها
زسرزمین عطرها و نورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها

نگاه کن
تو می دمی و آفتاب می شود


دوشنبه، آذر ۲۵، ۱۳۹۲

مالیخولیایی شعر می خوانم و غزل می شنوم. دیشب بعد از مدت های زیاد تنها بودم و موقع برگشتن از کار از فکر اینکه کسی در خانه منتظرم نیست احساس آزادی کردم و لذت بردم. وقتی رسیدم خانه با موسیقی که کمترین ریتم را داشت ساعت ها رقصیدم و آواز خواندم.

می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو

این آدمیزاد کلا موجود عجیب غریبی است. از تنهایی لذت می برم و در حظ و شادی ام شعر شکایت از هجران می خوانم !
نوع پیچیده ای از مازوخیزم افراطی در خودم کشف کردم.

http://www.youtube.com/watch?v=Bx7bjhkwf5k

سه‌شنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۹۲

بتهوون

امروز مثل بچه هایی كه اسباب بازي شان خراب مي شود، بغض كردم . ماشينم سن و سالي ازش گذشته و به روغن سوزي افتاده است حيوانكي. چه سفرهايي كه از اين امارت به آن امارت تاخته و مرا با خودش برده است. اين  فورد فوكوس هاچبك مدل ٢٠٠٧، اولين بزرگترين وسيله اي است كه درعمرم براي خودم خريدم. از دسامبر ٢٠٠٧ تا امروز بيشتر از٢٠٠،٠٠٠ كيلومتر تاخته. بي دردسر تا اينجا باهم طي كرديم. جز يكبار كه كاملا حق داشت، هيچ وقت من رو در راه جا نگذاشته. سخت ترين روزهاي زندگي ام را رو صندلي اش با موزيك هاي خوب گذرانده ام. اشكهایم را ديده و قهقهه خنده هایم را شنيده. با هم سفرها رفته ايم و حسابي آفتاب خورده و خم به ابرو نياورده. 
پيري و فرسودگي يه واقعيته. ازش گريزي نيست. تا آخر عمرم هر موقع اورتور اگمونت را بشنوم ياد اولين باري خواهم افتاد كه استارت زدم و از در گاراژ فورد تا خانه راندم و با هم دوست شديم و اسمش را بتهوون گذاشتم.

دوشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۹۲

یه دوست دیشب ازم پرسید که کدام قسمت گذشته بهترین دوران و خاطره زندگی ام بوده  . 
از دیشب دارم فکر می کنم.

شاید وقتی بوده که به دنبال پرنده ها به تماشای آبهای سفید رفتم ،
و سفر آغاز شد . . .
سفری که پایانی ندارد.

 27 خرداد 92 ، عجمان ، یک بعد از ظهر بسیار شرجی 


پنجشنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۹۲

یانی جانِ من

اگر یک بار دیگه از اول به دنیا می آمدم، و این حس امروزم یادم بود، دلم می خواست آهنگساز باشم .  
 وقتی احساساتم با نواهای یک موسیقی گره می خوره و حس می کنم توانسته ام با یک فضای جاودیی ارتباط برقرار کنم یک حس دوگانه ای نسبت به خالق قطعه دارم :
هم بسیار تقدیرش می کنم و هم به شدت بهش غبطه می خورم .

موسیقی، از چشم من بی واسطه ترین و قدرت مند ترین هنر است و من برای خلق کننده های آن بسیار احترام قائلم .

 آلبوم موزیک متن فیلم امیلی - یان تیِرسِن
عجمان

پنجشنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۹۰

آهای مردم دنیا ، آهای مردم دنیا ،
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم گله دارم

آهای مردم دنیا ، آهاااای مردم دنیا ، گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم
گله دارم
گله دارم

شما که حرمت عشقو شکستین
کمر به کشتن عاطفه بستین
شما که روی دل قیمت گذاشتین
که حرمت عشقو نگه نداشتین

آهای مردم دنیا ، آهای مردم دنیا
گله دارم ، گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم ، گله دارم

فریاد من شکایت یه روح بیقراره
روحی که خسته از همه ، زخمی روزگاره

گلایه من از شما حکایت خودم نیست
برای من که از شما سوختم و گم شدم نیست

آهای مردم دنیا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم

***

هر چند که بارها و بارها و سالها و سالها از عالم و آدم بریده باشی و سعی کرده باشی به واقعیت تنهایی خو کنی
هر چقدر هم که به خودت یاد داده باشی که مسوولیت بار تنهایی و دردهایت را خودت بپذیری و سر هیچ کس و هیچ جا خالی نکنی ،

بازهم میشه این ترانه رو زیر لب زمزمه کرد و دلت رو با گله گزاری از آدما و دنیا و خدا خنک کرد .


شعر : اردلان سرفراز
با صدای داریوش

سه‌شنبه، آبان ۰۳، ۱۳۹۰

مبارزه

مبارزه فقط جبهه رفتن نیست .
اسلحه به دوش گرفتن نیست ،
تو تظاهرات شرکت کردن نیست
مقاله و بلاگ نوشتن نیست
فعال مدنی شدن نیست
. . .

تو وبسایت گروه سیرکو کافه برای خودم میگشتم و ویدئو هاشون رو نگاه می کردم . کارهای خوبی دارند . بسیار می پسندم . رفتم تو قسمت موزیک که ببینم چه جوری میشه آلبومشون رو تهیه کرد ، دیدم یه گوشه نوشته که دانلود آزاد برای کاربران ایرانی . با این توضیح که اگر در ایران هستید و نمی تونید آلبوم رو بخرید ، کافیه که وی پی ان و پروکسی رو قطع کنید تا بتونید آلبوم را مجانی دانلود کنید . . .

بگذریم که من نتونستم مفتی دانلود کنم . ولی نمی دونم چرا تمام موهای تنم سیخ شد و اشکم در اومد . کار قشنگیه . یه دهن کجی بزرگه به تمام محدودیت ها و خط های قرمزی که بین ایران و تمام دنیا کشیده شده . اینکه کی این خطوط رو کشیده مهم نیست . مهم هم باشه ، دردی رو دوا نمی کنه . مهم اینه که مستر و ویزا کارت که نداشته باشی ، اگر هم نخواهی موزیک ها رو قاچاقی دانلود کنی گوش بدی ، راه دیگه ای نداری . واین جور خلاقیت ها مرزها رو کمرنگ تر می کنه . . .



چهارشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۰

مناجات

خیلی حرف و اتفاق هست برای نوشتن . می نویسم همه رو . بزودی .
دلم نیومد این حسم رو الان اینجا ثبت نکنم .

گوش دادن این قطعه عین یه مناجات ناب و خالص میمونه .
هر بار گوش می دم خالی میشم از همه پرهایی که گاهی به مرز جنون می کشوندم .
گوش دادنش پامو رو زمین بند می کنه .

ژوزلین پوک را شاید از موزیک متن فیلم eyes wide shot یادمون بیاد . کارهای خیلی خوبی داره . مثل این قطعه با اجرای دوبیت از مولانا توسط خانم پروین کاکس ، که به نظر من از شاهکارهاشه .

دوشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۰

شراب تابستانی

بهار ،
توت فرنگی ،
گیلاس و بوسه فرشته ها ،
معجونی برای شراب تابستان من .

نقره خاره َچکمه هایت را باز کن ،
و کمکم کن تا بگذرم از زمان ،
و من ،
می نوشانم به تو،
شراب تابستانی را

سه‌شنبه، تیر ۲۱، ۱۳۹۰

شنیدنی

مدت زیادیه که هیچ موزیکی رو به انتخاب مستقیم خودم گوش نمی دم . این یعنی این که مدت هاست هیچ البوم خاص یا هیچ سلکشنی رو برای خودم پلی نکرده ام . ترجیحم این بوده که به یه سری ایستگاه های صدا که با سلیقه من هم سو هستند سر بزنم و انتخاب های رندومی رو که نشناسم گوش بدم . تو ماشین که اغلب رادیو گوش می دم . رادیو فردا و گزارشگرهاش و فضای مجازی اش جزئی از زندگیم شده. اگاه یا نا خوداگاه با این آدم ها و صداهاشون زندگی می کنم . مثل یک سری همکار که هر روز کاری باهاشون درتماسم ، سر یک ساعت های معینی می شنومشان . کما بیش همه را می شناسم . اغلب منتظرم که اخبار را کیان معنوی گزارش دهد . صدا و تپق های محمد ضرغامی را دوست دارم . مصاحبه های شهران طبری را از دست نمی دهم . هر شبی که دیر از سرکار برگردم ، برنامه فرشید منافی و گروهش روبی شک می شنوم و روده بر می رسم خونه .
در مورد موزیک هم این روزها جزنات کاملا جواب می ده . یک سری موزیک خوب از گروه های ایرونی خوب که اغلب برایم جدید هستند رو ماه به ماه پخش می کنه که اغلب سر کار اونا رو آنلاین گوش می دم .
خلاصه اینکه این روزها زیاد با مدیا پلیر و آیتیون و آیپاد و ... این جور چیزها سرو کاری ندارم . یعنی حوصله فکر کردن به اینکه ببینم الان حوصله گوش کردن به چه موزیکی را دارم را ندارم .
اینم خودش یه دوره ایه . همون جوری که پیش میاد یه دفعه یک ماه مداوم فقط یک البوم رو گوش بدم ولا غیر ، گاهی هم پیش میاد که عنان انتخابم رو می دم دست یه سری آدم اهل حال و به اونا اعتماد می کنم .

چهارشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۹

یه وقت هایی که حالم خوش نیست ، این قطعه را گوش می دهم ، بارها و بارها پشت سر هم .
گوش دادن به این آواز آسمانی و زمزمه کردن این شعراز مولانا ،
پایم را روی زمین بند می کند .